آماده سازی شهر برای کودکان

500_F_94590664_JxsgGYuWJZJfOYsH6Z0YKJXTVIiQqMqz

شهر برای چه کسی ساخته می شود؟ هرگونه پاسخ به این پرسش می تواند تفاوت های شگرفی در طراحی فضاهای شهری و پایه ریزی نهادهای شهری ایجاد کند. گروه های مختلفی در شهر زندگی می کنند، ثروتمندان، فقرا، کارگران، مردان، زنان، جوانان، سالمندان، بیماران و معلولان، کودکان و … که همگی به “شهروندان” فروکاسته می شوند. اما واقعیت امر آن است که شهر تنها برای اقشار خاصی ساخته می شود و برخی از گروه ها عملاً نادیده انگاشته می شوند. از فضاهای کاری و حمل و نقلی گرفته تا فضاهای فراغتی و حتی فضاهای مسکونی همه در خدمت رفع نیازهای اقشار خاصی از شهروندان است که عمدتاً ترکیبی از گروه های مردان، جوانان، شاغلان، افراد سالم، و افرادی با میزان قابل قبولی از ثروت و دارایی مادی را شامل می شود. به عبارتی شهرها برای مردان جوان شاغل ساخته می شوند و تلاش مسئولان شهر فراهم نمودن امکانات مورد نیاز این قشر برای کار و بهره وری حداکثری است. علاوه بر فضاهای شهری باید به زمان شهری نیز اشاره نمود که تقریباً به طور کامل با توجه به نیازهای این دسته از شهروندان تنظیم می شود. زمان شهری برآیندی از زمان کار و زمان فراغت گروه های شاغل در شهر است و دیگر شهروندان به ناچار باید شیوه ی زندگی خود را با این زمان تطبیق دهند.

یکی از گروه های خاموش که در برنامه ریزی شهری کمتر توجهی به آن ها شده است کودکان هستند. شهر محیطی پیچیده و متراکم است. انسان ها، فضاها و روابط میان آنها از قوانین نوشته و نانوشته ای تبعیت می کند که توسط بزرگسالان و برای بزرگسالان تدوین شده است لذا شهر می تواند محیطی بسیار نا امن و خشن برای کودکان باشد. در سال های اخیر با افزایش توجه به گروه های مغفول شهر، حرکت هایی در جهت احقاق حقوق شهروندی آنان و در نتیجه تبدیل شهر به مکانی برای زندگی همه ی شهروندان آغاز شده است. از جمله گفتمان “شهر دوستدار کودک” که با استقبال جامعه ی جهانی مواجه شده است. حتی اگر در بسیاری از شهرهای بزرگ اجرای دستورالعمل های مورد توافق به بهانه های مختلف به تعویق افتد.

مطالعه ی کودک در شهر لزوماً یک مطالعه ی بین رشته است و مستلزم تجمیع اطلاعات دست کم در حوزه هایی چون روانشناسی، علوم اجتماعی، حقوق، شهرسازی، طراحی و برنامه ریزی شهری و … است. نگاه تک بعدی به مسئله ی کودکان در شهر حاصلی جز اقدامات ناقص و گاه بی ثمر و حتی مضر نداشته است. هر کدام از ما مثال های بی شماری از این دست در شهرهای بزرگ دیده ایم. مثلاً پارکی که برای رفع نیاز کودکان به فضای بازی ساخته شده اما دسترسی به آن جز با استفاده از وسیله ی نقلیه مقدور نیست یا به سبب مکان گزینی نامناسب و عدم نظارت دقیق به محلی برای خرید و فروش مواد مخدر تبدیل شده است.
میشل مانسیو می گوید: روزگاری که کودکان به مثابه دستگاه گوارشی به حساب می آمدند و تصور می شد که جز غذا به هیچ چیز دیگری نیاز ندارند، سپری شده است [پیام یونسکو، آبان ۱۳۷۰، ۱۳-۱۵] این بدان معنی است که در جهت رشد و نمو کودک به جز نیازهای طبیعی، به وجود محیط انسانی سالم و پاکیزه نیاز است.
مراحل پرورش کودک از فرهنگ و آمیزه های فرهنگی جامعه آغاز می شود و خانواده، مدرسه، محله و شهر را طی می کند. فرهنگ ها بر کودکی و جامعه کودک وارد می شوند و شالوده رفتاری و کرداری و شخصیتی آنان را در مراحل بعدی زندگی شکل می­ دهند.
کودک باید برای ایفای مسئولیت خویش در بزرگسالی، قابلیت پذیرش مسئولیت را پیدا کند و در واکنش های متقابل، به حس مسئول بودن پی ­ببرد. حس مسئولیت هنگامی بوجود می­ آید که به او مسئولیتی داده شود.
از نظر تربیتی، به منظور آماده ساختن کودک در فضای اجتماعی شهر، باید سه جنبه اساسی حواس، تخیل و شخصیت کودک را مورد توجه قرار داد. چنین شرایطی را باید بدون دخل و تصرف در شرایط اساسی و نیازهای اولیه کودک به وجود آورد.
از دیگر موارد مهم در عرصه­ های زندگی شهری، ایجاد فضاهای مناسب برای کودکان است. “فضا” یک واقعیت لایتناهی است که از طریق محصوریت، مرکزیت و فعالیت تعریف می­ شود. در ارتباط با مسائل شهری، فضا عبارت از آن است که امکان ایجاد فعالیتی در آن وجود داشته باشد. در شهرسازی، فضا در ارتباط با ساختمان های اطراف خود، معنی پیدا می­ کند. فضای شهری به عناصر ویژه ­ای در شهر گفته می­ شود که واجد ارزش های زیباشناختی بوده و دارای حیات و فعالیت باشد.
با این وجه، خیابان ها، میدان ها و عناصر عمومی شهری مانند پارک ها، فضاهای باز و ورزشی از جمله فضاهای شهری محسوب می­ شود.
کودکان از فضاهای شهری درس ها و آموخته­ هایی می­ گیرند که چه بسا ممکن است آنان را از نظر رفتاری بیش از آموزه­ های خانه و مدرسه متأثر سازد. بنابراین، امنیت فضای شهری به منظور رفت و آمد کودکان بسیار مهم و قابل توجه است.
به طور اصولی، محله­ ها و فضاهای درون آن ها از نظر ارتقاء سطح روابط سالم اجتماعی، در درجه نخست باید برای کودکان به وجود آید. امروزه، برنامه ­ریزان محیطی از عدم امکان شکل­ گیری فضای شهری مناسب برای کودک آگاهی بیشتری یافته ­اند و پدر و مادرها با صراحت از نگرانی خود درباره اجازه یافتن بچه­ ها به منظور بازی در خیابان ها و مسیرهای پیاده بین خانه و مدرسه سخن به میان می­ آورند.

چنانچه فضاهای عمومی شهری به درستی پای گیرد، محیط مناسبی را به وجود خواهد آورد که کودکان و پدر و مادر، در آن احساس امنیت می­ کنند.
یکی از نکات اصلی در طراحی فضاهای شهری، ایجاد فضای بازی برای کودکان است.
به گفته شیلر هنگامی انسان به راستی انسان است که به بازی بپردازد. انگیزه بازی در دوره رشد کودکان و تکامل آن ها شدید و فشرده است. بازی در کودکان از غرایز طبیعی محسوب می­ شود و برای رشد متعادل آن ها ضروری است. به نظر جان لاک، باید به کودکان امکان داد که در هر زمان ممکن، در فضای باز به بازی بپردازند.
بازی درمانی از راه­ حل های رفع مشکل و فشارهای عصبی دوران کودکی به حساب می­ آید و از انزوای کودک می کاهد.
اساس سلسله مراتب شهری در شهرسازی از زیر محله آغاز شده و شهر و محله­ های آن به نسبت حوزه­ های تحت پوشش خدمات مربوطه به کودکان بنیان می­ گیرد. بدیهی است که اصلی­ ترین خدمات شهری در محله ­ها و زیرمحله­ ها علاوه بر کودکستان و دبستان شامل پارک و فضای ورزش و بازی بچه ­ها، کتابخانه کودک، باغچه، خانه کودک، زمین های ورزش و فضای باز است.
کودکان، نیازمند محیط هایی هستند که آنان را مخاطب قرار دهد، به چالش وادارد و جلب توجه کند تا آن ها مشاهده کنند و بیاندیشند.
خیابان ها و میدان های دارای آب نما، کودکان را به مشارکت و توجه دعوت می ­کند. فروشگاه های جذاب و علائم خیابانی، می­ تواند علاقه به مطالعه را بویژه در کودکان پیش دبستانی بر انگیزاند. رویدادها و سرگرمی های خیابانی، جشن ها، جشنواره­ ها، بازارها و فضاهای باز و سبز منشأ علاقه و جذابیت دائمی برای کودکان است.
کودک به مکان های مختلفی که ترجیحاً با یکدیگر مرتبط هستند، نیاز دارد. جایی که احساس در خانه بودن کند. زمانی که کمی بزرگ­تر شد، احتیاج دارد که در اطراف و دور و بر شهر پیاده یا با وسایل عمومی حرکت کند. در بهترین حالت، باید کل شهر در دسترس او باشد.
دسترسی کودکان به هر نقطه از شهرشان باید امکان پذیر باشد. تنها از طریق برقراری ارتباط مستقیم است که آنان می ­توانند افرادی سالم و اجتماعی شوند. آنها باید بد و خوب را تجربه کنند و روابط انسانی را در خارج از محدوده خانه و مدرسه تشخیص دهند. حضور در اجتماع، بروز احساسات و نگرش های مفید را در پی دارد.

از دیدگاه شهرسازی و طراحی شهری، شهر خوب برای کودک باید واجد شرایط زیر باشد:

– باید سازماندهی کالبدی و اجتماعی براساس حس اعتماد و انصاف و عدالت قرار داشته باشد و آن ها را ارتقاء دهد. در این مورد ایجاد فضاهای عمومی که در آن ها حداقل یک بزرگسال شناخته شده حضور داشته باشد و حفاظت و امنیت کودک را پوشش دهد، ضروری به نظر می رسد. این فضاهای عمومی باید به نحوی طراحی و برنامه­ ریزی شوند که بر میزان ارتباط میان افراد در گروه های سنی مختلف و دارای زمینه­ های اجتماعی متفاوت بیافزاید.
– فرصت مشاهده مردم، بزرگسالان و خردسالان در فعالیت ها و مشاغل مختلف، بر جاذبه ­های اجتماعی کودک می ­افزاید.
– بزرگسالان باید علاوه بر کودک خود، نسبت به سایر کودکان شهر و محله­ های شهری احساس مسئولیت کنند.
– در شهرها باید فضاهای عمومی امن، همراه با معابری دور از مخاطرات رفت و آمد که به کودک اجازه مشاهده می دهد که شهر، همسایه و محله­ خود را کشف کرده و نظاره‏‏ ­گر باشد، به وجود آید.
– یک محیط شهری شفاف، سالم و قابل درک برای کودک جایی است که بتوان به راحتی و به صورت پیاده در آن حرکت کرد.
– توجه به نقش های ارزشمند اجتماعی و فرهنگی و مشارکت کودک در رویدادهای اجتماعی و مراسم مذهبی بسیار اهمیت دارد.
– نزدیک بودن فاصله محل کار و زندگی خانواده­ ها، به نحوی که کودک و والدین در طول روز به یکدیگر دسترسی داشته باشند، ضروری به نظر می ­رسد.
– در خیابان ها و فضاهای عمومی شهر، باید به ایجاد عناصری که برای کودک موجب شگفتی و شعف شود، پراخت.
– وقایع و جشن هایی که حس ملی، مذهبی، تاریخی و علاقه به جامعه و سنت های آن را ارتقاء می ­دهد و برای کودک نیز ضروری به نظر می­ رسد، باید تقویت شود.
– نوع بافت شهری، بنای جذاب، رنگ، مواد، شکل و ریخت ساختمان ها که علاقه کودک را بر می ­انگیزد، در طراحی اهمیت دارد.
– فضای شهری باید طبیعت را به داخل شهر بکشاند. باید کودک با تمام پدیده ­های طبیعت مانند آب، گیاه، درخت، حیوانات و پرندگان و حشرات، در ارتباط باشد. کودک از این طریق می­ آموزد و می­ فهمد که به طبیعت عشق بورزد و آن را حفظ کند.
– کودک به فضای باز و سبز، محیط های سالم و فضاهایی احتیاج دارد که او را در محیطی درست و فارغ از هرگونه محرومیت بار آورد. بسیاری از خانوارهای ساکن شهرها به دلیل نحوه سکونت در قطعات کوچک مسکونی و آپارتمان های کوچک، از داشتن چنین فضایی محروم ­اند. مدرسه ها نیز با ابعاد و اندازه­ های قابل قبول آموزشی مناسبت کمی دارند. فضای حایل بین این دو نیز با عرض نامتناسب راه ها، جریان رفت و آمد سواره، سر و صدا، آلودگی هوا، و مشکلات شهری بدور از فضای باز و سبز، و خدمات و نیازهای کودک همراه است.

منبع:

دکتراسماعیل شیعه
https://ketabak.org/content

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *