جایگاه نظارت همگانی در حوزه نهاد اجتماعی شهرداری(۱)

39_39_39_39_39_39_Untitled-1

بسترسازی مناسب فرایند نهادینه کردن ساختار مدیریت شهری از طریق حوزه نظارت همگانی می تواند یک عامل مهم در ارتقاء مشارکت شهری، تقویت اعتماد و اطمینان شهروندان به نهاد اجتماعی شهرداری باشد. فعالیت ها، خدمات و عملکرد مثبت برای شهروندان در طی دوره مدیریت شهری(شهرداری) نوعی دارایی اجتماعی محسوب می گردد؛که می توان آن را با توجه به ظرفیت های بالقوه و بالفعل شهروندان برنامه ریزی کرد.توسعه فرهنگ نظارت همگانی از سوی شهروندان نسبت به عملکرد خدمات و فعالیت های نهاد اجتماعی مدیریت شهری(شهرداری) امری مؤثر در بهبود استاندارد های زندگی شهروندی است، بر این اساس رویکرد کارکردی نسبت به حوزه نظارت همگانی در مدیریت شهری(شهرداری) باعث تقویت روابط دو جانبه، شهروندان با ساختار این نهاد اجتماعی می گردد. احساس تعلق شهری و شهروندی از طریق افزایش پارامترهای اعتماد اجتماعی و شعاع آن از مهمترین ابعاد ایجاد حوزه نظارت همگانی نهاد اجتماعی شهرداری است. وجود اجرای مکانیسم انتظارات و تعهدات به عنوان شکلی از دارایی اجتماعی شهروندان و شهرداری در حوزه نظارت همگانی از طریق همکاری و همیاری با این ساختار می تواند به بسط سرمایه اجتماعی این نهاد کمک کند. استفاده از ظرفیت های بالقوه و بالفعل اطلاعات شهروندان را باید نوعی کارکرد مؤثر در فراهم ساختن رشد مدنیت شهری و تقویت منزلت نهاد اجتماعی شهرداری دانست. تقویت هنجارها و ضمانت های اجرایی از طریق حوزه نظارت همگانی شهروندان برعملکرد سازمانی و رفتاری شهرداری نقش مؤثری دارد. در حوزه نظارت همگانی مدیریت شهری، ارتباط با گروه های اجتماعی شهروندان می تواند رشد کمی و مشارکت مدنی شهروندان را گسترش دهد. ازبُعد کیفی وجود سطوح (خرد، میانی،کلان)، نظارت همگانی اشاره به زیر ساخت های تعاملی و ارزشی جامعه، با شهروندان و ساختار مدیریت شهری می کند و مسئله منفعت عمومی در حوزه نهاد اجتماعی شهرداری به ابعاد مشارکتی، فرهنگی، اجتماعی، سلامتی، فضاسازی، رفاهی، آسایشی، امنیتی و… شهروندان پرداخته، و این متغیرهای اجتماعی به صورت یک نوع کالای عمومی در اختیار تمام شهروندان باید قرار گیرد، و نظارت گردد.

در یک جامعه شهری،شهروندان دارای نیازهای متعددی هستند که باید مدیریت شهری(شهرداری) یک جامعه در ارضای این نیازها تلاش های بسیاری انجام دهد. در واقع ضرورت و تلاش در حوزه رفع نیازها، و مسائل شهروندان در عصر حاضر که زندگی را به سمت شهرنشینی گسترش می دهد، منجربه این شده که ضرورت حیات شهری و تداوم آن را جزء لوازم اساسی زندگی شهرنشینی کند، بر این اساس وجودی نهادینه کردن پدیده ای به نام نهاد اجتماعی مدیریت شهری(شهرداری) در جامعه امری ضروری به نظر می رسد.
نهاد اجتماعی مدیریت شهری یک جامعه با ایجاد مسائل رفاهی، آسایشی و امنیتی باید سعی کند، احساس خاطر زندگی را، برای شهروندان ایجاد کند؛ که این احساس خاطر می تواند یکی از کارکردهای اساسی و وظایف اصلی این نهاد در عصر حاضر باشد.
در واقع مدیریت شهری در جوامع امروزی به صورت سیستماتیک و نظامند که دارای الگوهای اجتماعی پایدار و سازمان یافته می باشد، می توان به عنوان نوعی نهاد اجتماعی در نظر گرفت که از طریق رفتارهای نظارت شده و یکسان که هدفش برآوردن نیازهای اساسی شهروندان جامعه شهری است، شکل گیرد.
مدیریت شهری(شهرداری) که بر ساختار یک شهر حاکم است را باید پاره ای از فرهنگی محلی آن شهر و به طور کلی خرده نظامی از نظام فرهنگی حاکم بر جامعه دانست، که باید بر اساس قوانین، مقرارت، ارزش ها، هنجارها، سنن و آداب ملی، دینی و عرفی که به صورت نظام یافته به آن محول شده؛ فعالیت هایی را جهت برآوردن نیازهای شهروندان انجام دهد. بنابراین مدیریت شهری(شهرداری) به صورت پیکر بندی خاص سیستماتیکی و نظامند باید الگوهای رفتاری مشترکی مطابق با فرهنگ محلی، منطقه ای و ملی در میان شهروندان آن شهر اشاعه دهد که این الگوهای رفتاری مشترک باید متناسب با تأمین نیازهای اساسی شهر و شهروندان باشد.

نظارت همگانی

در واقع وجود حوزه نظارت همگانی در نهاد اجتماعی شهرداری بیانگر این است که مدیران و کارمندان مدیریت شهری(شهرداری) بر اساس روابط اجتماعی که با شهروندان جامعه دارند، تا چه حد توانسته اند در دوران خدمت در حوزه شهرداری به تعهدات خود پایبند باشند و آیا توانسته اند که انتظارات شهروندان را بر اساس نیازهایشان برآورده کنند.
حوزه نظارت همگانی در جامعه شهری که جزء ساختار اجتماعی مدیریت شهری(شهرداری)هر جامعه ای است، بر این اصل استوار است که شهروندان باید نظارت همه جانبه بر امور شهری داشته باشند، و چون شهرداری به عنوان یک نهاد خدمتگزار و متولی اجرای نظم و ساماندهی شهری است، به عنوان یک نقش اجتماعی توانسته است تعهدات و انتظارات خود را در مقابل اجرای رعایت حقوق شهروندان ایجاد کند.
فعالیت های حوزه نظارت همگانی این است که بر اجرای دقیق تصمیمات کلان نگر و خرد جامعه شهری توجه کند و این نوع نظارت می تواند منجربه تقویت پایه های اعتماد اجتماعی، انسجام و مشارکت شهروندان با فعالیت ها و خدمات نهاد اجتماعی شهرداری گردد.
حوزه نظارت همگانی به عنوان یک پل ارتباطی بین نهاد اجتماعی مدیریت شهری و شهروندان می تواند نقش مهمی در انتظارات و تعهدات سازمان شهرداری ایفاء کند، کارکردهای اساسی این حوزه باید با تأکید بر ارزش های جامعه شهروندی، برآورده کردن نیازهای شهر، اشاعه الگوهای اخلاقی،تامین آسایش و احساس خاطر، عمران و آبادی، خدمات رسانی و… شکل گیرد.
حوزه نظارت همگانی نقش مؤثری در برقراری تعامل شهروندان با مجموعه مدیریت شهری(شهرداری) دارد؛ این حوزه از طریق تعامل روزانه شهروندان با مجموعه مدیریت نظارت همگانی، می تواند(اعتماد و شعاع آن را ) تقویت کند. شهروندان در ارتباط با این مرکز غالباً کنش اختیاری دارند. این مرکز به نوعی، تمام شهروندان مناطق مختلف شهری را با مجموعه مدیریت شهری(شهرداری) باید پیوند دهد. این پیوند از مسائل مهم تقویت اطمینان به نهاد اجتماعی شهرداری است؛ که توسط این مرکز می تواند ایجاد گردد. این ارتباط به صورت درون گروهی به این صورت است که، از طریق نظارت بر عملکرد و فعالیت ها مجموعه مدیریت صورت می گیرد؛ و از بُعد برون گروهی این گونه است که سرمایه اجتماعی شهری از طریق تعامل اجتماعی و پیوند شهروندان با مر کز نظارت همگانی و مدیریت شهری(شهرداری) شکل می گیرد.
ایجاد شبکه اعتماد از دیگر عناصر اساسی حوزه نظارت همگانی مدیریت شهری(شهرداری) است؛ که در بسط فرهنگ نظارت همگانی در بین شهروندان بسیار مؤثر است.«شبکه اعتماد عبارت از گروهی که بر اساس اعتماد متقابل به یکدیگر، از اطلاعات، هنجارها و ارزش های یکسانی در تبادلات فیما بین خود استفاده می کنند. از این رو اعتماد فیما بین نقش زیادی در تسهیل فرآیندها و کاهش هزینه های مربوط به اینگونه تبادلات دارد. شبکه اعتماد می تواند بین افراد یک گروه و یا بین گروه ها و سازمان های مختلف به وجود آید. به عبارت دیگر در یک گروه و یا یک جامعه ای که افراد آن گروه به پاسخگویی دیگران به خودشان اطمینان داشته باشند از اعتماد برخوردار باشند. حداقل این است که مطمئن باشند اعضای دیگر تمایلی به اعمال زیان علیه آنها ندارند برخی اعتماد را ناشی از شبکه ارتباطی و برخی دیگر مثل فوکویاما معتقد است که عمل متقابل و سرمایه اجتماعی است که اعتماد و شبکه اجتماعی و جامعه مدنی را می سازد.»(علوی،۱۳۸۵، ص۳). حوزه نظارت همگانی به عنوان یک شبکه ارتباطی می تواند اعتماد لازم را برای مجموعه مدیریت شهری در بین نگرش ها و اذهان شهروندان نسبت به اهمیت قرار دادن نظرات شهروندان حاصل نماید.
ایجاد شعاع اعتماد از دیگر کارکردهای این مجموعه است؛ تمام گروه های اجتماعی در شهر دارای میزان خاصی از شعاع اعتمادند که به مفهوم میزان گستردگی دایره همکاری و اعتماد متقابل اعضای یک گروه با ساختار مدیریت شهری(شهرداری) است. در یک نتیجه گیری می توان گفت که هرچه یک گروه اجتماعی دارای شعاع اعتماد بیشتری باشند، سرمایه اجتماعی بیشتری نیز خواهند داشت. هنجارهای اجتماعی از دیگر مفاهیم سرمایه اجتماعی که در بسط فرهنگ نظارت همگانی بسیار مهم است وجود هنجارهای اجتماعی، به صورت قانونی و رسمی توسط ابزارهای خاص در مجموعه مدیریت شهری(شهرداری) باید اعمال شوند. این کنترل اجتماعی در مدیریت شهری از طریق مرکز نظارت همگانی توسط ارزش های اجتماعی صورت می گیرد.
در مجموع می توان گفت که از ترکیب اثرات شبکه های ارتباطی و اعتماد و هنجارهای اجتماعی که جز عملکرد پایدار فعالیت های مرکز نظارت همگانی نهاد اجتماعی شهرداری است؛ ساختار سازمانی این مدیریت باید از میزان همکاری و هماهنگی بیشتری بین شهروندان و مدیریت شهری برخوردار گردد؛ و هزینه های مبادلات آن ساختار کاهش دهد و در نتیجه باز دهی و کار آمدی آن مجموعه افزایش می یابد و رونق و رفاه بیشتری متوجه شهروندان می گردد.

نویسنده:
محمد حسن شربتیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *