جنون ساخت و ساز و فقدان مدیریت اداره امور شهرها

content-symbiotic-report-SingaporeAutoPark

هیچ کاری سخت تر و حساس تر از “مدیریت” نیست. نه هر مدیریتی بلکه “مدیریت صحیح”.
بر خلاف تصور عموم، “مدیریت صحیح امور جاری یک شهر” بسیار مشکل تر از ساخت و ساز ده ها و صدها برج، پل، تونل، پارک و …. است.
حتی این موضوع در اجزاء هم صدق می کند. به عنوان مثال ساخت پارک را با بهره برداری آن مقایسه می کنیم و همین مثال را به بسیاری از زمینه های ارتبط با مدیریت شهری می توان تعمیم داد.
مدیریت یک پارک بسیار پیچیده تر از ساخت همان پارک می باشد. زیرا ساخت و ساز صرفا نیاز به پول، توجه به استانداردهای فنی و مدیریت پروژه دارد. یعنی نیاز به ۳ رکنی دارد که در اذهان پذیرفته شده است. اما مدیریت پارک نه تنها به همه آن موارد احتیاج دارد، بلکه نیاز به طراحی و استقرار سیستمهای نگهداری وتعمیرات تاسیسات ، ‌فضای سبز ؛ ابنیه و معابر آن، سرویسهای بهداشتی و …. ، طراحی و استقرار سیستمهای آبیاری ، تمیز کاری، رسیدگی مستمر، هرس، …. و طراحی و سیستمهای مدیریت مقابله با برف و باران و گرمایش شدید و… و طراحی و استقرار سیستمهای فرهنگی و اجتماعی مناسب، مدیریت شادی ،‌ باز خور گیری مستمر و اصولی از مردم وکارکنان پارک، بررسی توسعه یا برقراری تسهیلات جدید خورد و خوراک ؛ نوشیدنی و بازی و … ، طراحی و استقرار مدیریت ایمنی (از سوانح ، آتش سوزی و ….) و مدیریت امنیت (از سرقت، ایجاد تشنج ؛ مشکلات ناشی از معتادین و …
ملاحظه می فرمایید که وسعت، تنوع و عمق مواردی که بعد از احداث یک پارک مطرح می گردد ، بسیار زیاد تر از زمان احداث آن است.
اگر توجه فرموده باشید در جلوی اکثر عبارتهای فوق، کلمه “سیستم” بکار رفته است یعنی که این اقدامات باید سیستمی باشند “آبیاری فضای سبز “با “برقراری سیستم آبیاری فضای سبز” خیلی با هم فرق می کند. در اولی ممکن است بخشی از آب به روی مردم یا معابر خودروئی حاشیه پارک بپاشد. دیگر کاری نداریم که این خودرو هر لحظه به علت حواس پرتی راننده ممکن است تصادف کند یا آب از شیشه ماشین شاید به داخل بپاشد یا خودروی مردم یا لباس آنها کثیف شود و… در این حالت ممکن است هر بار بخشی از فضای سبزی که باید آبیاری شود، در محدوده آبیاری قرار نگیرد و منجر به کاهش عمر یا خرابی زودرس آن گردد یا اشکالات دیگری بروز کند. در این حالت میزان مصرف آب اهمیتی ندارد و با تشخیص چشمی وحسی باغبان کنترل می شود. در این حالت شاید بخشی از فضای سبز بیش از حد نیاز آبیاری شود و این کار مضر باشد یا نباشد و ده ها احتمال دیگر. خلاصه در این حالت بجای استقرار سیستم آبیاری ؛ صرفا عملیات آبیاری توسط اهل فن صورت می گیرد.
ملاحظه می فرمایید که فقط در عملیات “آبیاری ” چه نکات ظریفی نهفته است و چه بی توجهی به استانداردها می تواند صورت گیرد اگر نگرش ما سیستمی نباشد.
همین موضوع را به کلیه فعالیتهای دیگر پارک می توان اشاعه داد. همینطور به سایر امور شهر .
موضوع”مدیریت نگهداری و بهره برداری” از آنجا پیچیده تر می شود که ۴ شاخصه دیگر هم بر پیچیدگی آن می افزاید :
اول اینکه دارای سیستم ها و زیر سیستمهای بسیار و متنوع است.
دوم اینکه بسیاری از زیر سیستم های آن در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار می گیرند.
سوم اینکه در بسیاری از سیستم ها با چند تخصص و رشته دانشگاهی سر و کار داریم ( فرا رشته ای است (.
چهارم اینکه یک طرف اکثر موضوعات ؛ “انسان” است و این بر پیچیدگی موضوع می افزاید.
نتیجه : شاید از یک منظر بتوان کلیه امور یک شهر را به دو بخش تقسیم کرد:
بخش احداث وایجاد
بخش نگهداری و بهره برداری
“مدیریت نگهداری و بهره برداری” نه تنها حساس تر و مشکل تر از”مدیریت احداث و ایجاد”است ؛ بلکه در زمان احداث “باید” “مدیریت نگهداری و بهره برداری ” را در نظر داشته باشیم. در غیر اینصورت عملیات “احداث” را به سرعت انجام می دهیم و در بخش “نگهداری و بهره برداری” با مشکلات عدیده مواجه می شویم . بسیاری از اوقات “توجه به دوران نگهداری و بهره برداری” ؛ نوع و چگونگی طراحی و اجرا و سرعت اجرا و میزان بودجه “احداث” را به ما دیکته می کند.
حال،‌ به عنوان متولیان و مدعیان مدیریت شهری، باید از خود بپرسیم که :
واقعا چند درصد از توجه، بودجه و مدیریت ما معطوف به “مدیریت نگهداری و بهره برداری” است.
پاسخ روشن است : صفر درصد. چرا؟
ما که قطعا بعد از هر عملیات احداث، نسبت به بهره برداری از آن اقدام می کنیم. پس چرا صفر؟
-زیرا: اولا: کاری که در همه شهرها انجام می دهیم مدیریت نگهداری و بهره برداری نیست. بلکه “عملیات بهره برداری و تعمیرات” است و اصولا ما به مقوله نگهداری (maintenance) توجه چندانی نداریم و صرفا به “تعمیرات” می پردازیم.
-ثانیا: معمولا نسبت به طراحی و پیاده سازی سیستمهای مربوطه اقدام نمی کنیم و مدیریت غیر سیستمی داریم.
بیایید از جنون ساخت و ساز بی رویه در شهرها جلوگیری کنیم و به مدیریت سیستمی بیاندیشیم .
من معتقدم ما در شهرهایمان خیلی مشکلات زیادی داریم و انشاء الله به آن ها خواهیم پرداخت. اما برخی مشکلات ،‌ریشه وعلت العلل بروز مشکلات دیگر نیز می شود. آنچه در بالا ذکر شد علت العلل بسیاری از مشکلات است.
نکته مهم : تازه تمام این بحث با این فرض بود که “مدیریت ساخت” ما بی نقص باشد و همه استانداردهای فنی،‌ ایمنی و …. را رعایت کرده باشیم. که در اکثر شهرها چنین نیست.
بخشی از سخنرانی دکتر مهرداد تقی زاده
در جمع متخصصین UMIC

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *