ضرورت توجه به برنامه ریزی فرهنگی درمدیریت شهری

81986503-70562316

سلیمان فیضی دانشجوی سال دوم دوره دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی

تعریف فرهنگ
به زعم بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی، واژه ی فرهنگ در میان سایر واژه های علوم اجتماعی و انسانی، علیرغم کاربرد فراوان آن به دشواری قابل وصف و تبیین است. زمانی که سخن از فرهنگ به میان می آید بی شک مفاهیم گوناگونی به ذهن خطور می کند که برای شکل گیری برداشتی نسبتاً مشترک، ضروری است این مفهوم پیچیده و چند لایه تعریف شده، و ابعاد و مؤلفه های آن تشریح گردد.
تاکنون تلاشی های فراوانی برای طبقه بندی تعریف های گوناگون از فرهنگ انجام شده است. یکی از معروفترین این تعاریف توسط الی کروبر و کلاید کلاک هون صورت گرفته است. این دو محقق ۱۶۴ تعریف را در چهار دسته کلی ارائه کرده اند. آنها تعریف های فرهنگ را در شش دسته تقسیم می نمایند:
– تعاریف تشریحی یا توصیفی؛
– تعاریف هنجاری که تأکید بر روش و قاعده دارند؛
– تعاریف تاریخی؛
– تعاریف روان شناختی؛
– تعاریف ساختی؛
– تعاریف تکوینی یا ژنتیک (۲۰-۱۹۵۲:۱۰(Kroeber, A.L.Kluckhohn
دایرهالمعارف بین المللی علوم اجتماعی سه دسته از تعاریف را ارائه می کند:
– تعاریف مبتنی بر سازمان ها و نهادهای فرهنگی :
– تعاریف مبتنی بر الگوی رفتاری؛
– تعاریف مبتنی بر ساخت اجتماعی؛
یکی از مهمترین گردهمایی های بین المللی در حیطه ی مباحث فرهنگی، کنفرانس جهانی درباره سیاست های فرهنگی است که در سال ۱۹۸۲ در مکزیکوسیتی توسط یونسکو برگزار گردید. در این نشست که با حضور تمامی دولت ها و سازمان های عضو یونسکو برگزار شد، بسیاری از مفاهیم و پدیده های موجود در عرصه فرهنگ جهانی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نتایج و توصیه های برخاسته از این کنفرانس می تواند تا حدودی بیانگر نظرات و گرایشی های اعضای جامعه ی بین المللی درباره ی فرهنگ باشد.
در مقدمه ی اعلامیه ی مکزیکوسیتی درباره ی سیاست های فرهنگی آمده است: کنفرانس معتقد است که در وسیع ترین برداشت، میتوان گفت که فرهنگ، کلیتی است ترکیب یافته از ویژگی های گوناگون روحی، مادی، فکری و احساسی که شاخصه یک جامعه یا گروه است. فرهنگ نه فقط هنرها و نوشتارها، بلکه حالات زندگی، حقوق بنیادی انسان، نظام های ارزشی، سنت ها و باورها را در برمی گیرد. این فرهنگ است که به انسان امکان عکس العمل در مقابل خود را می دهد. این فرهنگ است که ما را به طور مشخص انسان می کند، به ما زندگی خردورزانه، قضاوت نقادانه و احساس تعهد اخلاقی می بخشد. از طریق فرهنگ، ما ارزش ها را تشخیص می دهیم و انتخاب می کنیم. از طریق فرهنگ، انسان خود را بیان می کند و از خودآگاه می شود، ضعف های خود را می پذیرد، از موفقیت های خود می پرسد، به ابزارهای جدید دست می یابد و کارهای جدید خلق می کند تا از طریق آنها محدودیت های خود را مرتفع سازد( ۱۹۸۲:۴۱ ,Unesco)

تعریف برنامه ریزی فرهنگی

به طور کل، برنامه ریزی فرهنگی را می توان کوششی آگاهانه و مداخله جویانه در به کارگیری منابع فرهنگی محلی از طریق راهبردها و سیاست گذاری های فرهنگی برای رسیدن به هدف های فرهنگی در سطح محلی دانست.
برخی هدف از برنامه ریزی فرهنگی را توسعه فرهنگی می دانند. در این تعبیر، برنامه ریزی فرهنگی چارچوبی راهبردی (استراتژیک)، هدفمند و عینی برای دستیابی به توسعه ی فرهنگی با توجه به سیاست های فرهنگی است.
برنامه ریزی فرهنگی باید بخشی از راهبرد جامع برای توسعه ی اجتماع محلی و شهر باشد. برنامه ریزی فرهنگی باید با برنامه ریزی شهری و کالبدی، با اهداف توسعه ی صنعتی و اقتصادی، با اقدامات مربوط به عدالت اجتماعی، با برنامه ریزی اوقات فراغت، با فعالیت های عام المنفعه و مسکن ارتباط داشته باشد. برنامه ریزان فرهنگی باید میان علایق، گرایش ها و منافع خود و سایر کارگزاران مسئول در برنامه ریزی و توسعه ی شهری ارتباط برقرار کنند. از سوی دیگر، برنامه ریزی فرهنگی جزئی از واقعیت است و سعی دارد واقعیت هایی چون سبک زندگی، متن و کیفیت زندگی، ساخت زندگی روزمره، کار، خرید روزانه افراد عادی، بازی کودکان و …. را در بر گیرد. از این جهت برنامه ریزی و برنامه ریزان فرهنگی جزء زنده ی واقعیت اجتماعی هستند.

ارتباط برنامه ریزی فرهنگی بامدیریت شهری
در واقع برنامه ریزی فرهنگی؛ برنامه ریزی منابع فرهنگی در سطح محلی است. طبق این عبارت، برنامه ریزی فرهنگی نسبت تنگاتنگی با شهر و سطوح محلی دارد، از این رو، برنامه ریزی فرهنگی به عنوان یک حوزه ی آکادمیک و علمی ارتباط نزدیکی با دانش شهرسازی و برنامه ریزی شهری و محلی دارد. در این باره، معمولاً دو رویکرد مختلف بیان شده است. در یک رویکرد، برنامه ریزی فرهنگی را ذیل دانش شهرسازی و برنامه ریزی شهری قرار داده اند و در رویکرد دیگر، به آن به عنوان نوعی چشم انداز دانش و عمل شهرسازی می نگرند.
از این رو، شهر به طور کلی خود یک پدیده ی فرهنگی است. به مدد تظاهرات فرهنگی شهر است که کلیتی یکپارچه به نام شهر فهم و معنا می گردد. اگر شهر یک پدیده ی فرهنگی است، هرگونه دخالت در آن به معنای دخالت در حوزه ی فرهنگی نیز هست و از آنجایی که انسان در شهر تحت عناوینی چون برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری و عناوین نزدیک به آن در شهر دخالت می کند، به ناگزیر در حوزه ی فرهنگی نیز دخیل هستند. با توجه به این مقدمه، در کنار عبارت یاد شده، عرصه هایی مانند برنامه ریزی فرهنگی شهر و مدیریت فرهنگی شهر نیز پدیدار می گردد. بی تردید شهرداری ها، مدیریت های محلی دخالت کننده در امور شهری بوده، از عوامل دخالت کننده در امور فرهنگی شهر نیز هستند.
با توجه به این نظر که شهر در کلیت خود و در اجزای خود پدیده ای فرهنگی است، هرگونه مداخله در عرصه ی شهری، به ناگزیر عامل دخالت کننده را به حوزه ای از فعالیت های فرهنگی می کشاند. از این رو، شهرداری ها و مدیریت های محلی در ایران را می توان به عنوان کارگزاران برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی شهر مورد مطالعه و بررسی قرار داد.
شناخت کافی در مورد نیازهای پایدار محلات شهری همراه با ارزیابی و آموزش های فرهنگی مداوم و مستمر در حوزه اجرای طرح ها و پروژه های اقتصادی، اجتماعی، زیباسازی و عمرانی شهر در راستای این فرایند باید مورد اهتمام قرار گیرد. همچنین در راستای حفظ میراث فرهنگی شهر، حفظ شیوه زندگی اسلامی و ایرانی جامعه شهرنشین، تقویت ارزش های والای ایرانی و اسلامی، بهبود مستمر و استمرار اعتقادات، ارزش‌ها و جهان‌بینی اسلامی در تمامی عرصه های روابط جامعه شهری، ارتقاء اخلاقی، انسانی و اسلامی در جامعه شهری، پایه ریزی یک هویت مشترک شهری بر مبنای ارزش ها و هنجارهای اسلامی و ایرانی برای مقابله با سبک زندگی جامعه شهرنشین غربی را به عنوان اصول ضرورت مند، سودمند و عمومی در حوزه مدیریت شهری همراه با کارکرد هایی متنوع به دنبال خواهد داشت.(anthropology.ir)

منابع

http://anthropology.ir
Kroeber, A.L.Kluckhohn,culture(1952)a critical review of concepts and definition,Cambridge university,pp.10-20
Unesco universal declaration on cultural diversity,UNESCO,paris,2november2001.
اصول ومبانی برنامه ریزی فرهنگی،سازمان شهرداری ها ودهیاری های کشور،۱۳۹۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *